{Naa koja aabaaad}

11/24/2002

I asked God for everything that I might enjoy life
He gave me life that I might enjoy everything

Taylor  ||  10:40 م

راستی گواهينامم مبارک!!!

Taylor  ||  10:40 م

برگشتم!
هورررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااا!!!!

Taylor  ||  10:40 م

11/22/2002

دوباره بايد برم شمال :(
گنا دارم نه؟

Taylor  ||  11:44 ص

من میخوام دددددددددرررررررررررررسسسسسسسسسسس بخونم :(
به خدا می خوام درس بخونم

Taylor  ||  12:27 ص

اين سه تا شعر که خوندين قسمتايی از شعر هایBob بودن

Taylor  ||  12:17 ص

Stiff necked fools, you think you're cool
To deny me for simplicity
Yes you have gone, for so long
With your love for vanity now
Yes you have got the wrong interpretation
Mixed up with vain imagination
So take JAH Sun, and JAH Moon
And JAH Rain and JAH Stars
And forever yes erase your fantasy, yeah
(tozih: JAH hamoon hazrate masiheh)

Taylor  ||  12:15 ص

Man to man is so unjust, children
You don't know who to trust
Your worst enemy could be your best friend
And your best friend your worst enemy
Some will eat and drink with you
Then behind them su-su 'pon you
Only your friend know your secrets
So only he could reveal it

Taylor  ||  12:14 ص

There's a natural mystic
Blowing through the air
If you listen carefully now you will hear

Taylor  ||  12:14 ص

نکنه منظورت اينه که طلوع، غروب، آخرش که چی!؟؟؟
X-(

Taylor  ||  12:01 ص

11/21/2002

در همه روز و در همه حال
می کنم با خويش اينچنين جدال:
که رسيدن به کمال و جمال،
بود خيال بس محال

Taylor  ||  12:03 ص

امروز فهميدم که بهترين چيز تو دنيا چيه:
ولی بهتون نمی گم!!!
بايد خودتون بفهمين!

Taylor  ||  12:02 ص

چرا بعضی ها قول می دن ولی بهش عمل نمیکنن؟
يعنیانقدر سخته؟؟

Taylor  ||  12:02 ص

11/20/2002

مثل اينکه اين تازگی ها هيچکی جز من نمی نويسه!
آخه چرا؟

Taylor  ||  12:13 ص

دوش با من گفت پنهان کاردانی تيزهوش
وزشما پنهان نشايد کرد سر می فروش

Taylor  ||  12:02 ص

11/19/2002

امروز ديگه واقعی واقعی نمی دونم چی بنويسم!؟
نه شعری بلدم نه قصه ای
حرف قشنگم که بلد نيستم
پس چی کار کنم؟؟؟

Taylor  ||  1:48 ص

11/18/2002

:((
آهای اونايی که اون وره دنيا هستين
چرا همش يه جورئ حرف میزنين که دل آدم بگيره؟
X-(
بايد دويد تا ته بودن
مگه نشنيدين؟؟؟

Taylor  ||  1:21 ص

بايد کتاب را بست،
بايد بلند شد ،
در امتداد وقت قدم زد،
گل را نگاه کرد،
ابهام را شنيد،
بايد دويد تا ته بودن.

Taylor  ||  12:15 ص

نخوانيم کتابی که در آن باد نمی آيد
وکتابی که در آن پوست شبنم تر نيست
وکتابی که در آن ياخته ها بی بعدند.

Taylor  ||  12:15 ص

Th e Holy Qur-An
Sura Ar-Rahman Ayat 14-21
14.He created man from sounding clay Like unto pottery
15.And He created Jinns From fire free of smoke:
16.Then which of the favours of your Lord will ye deny?
17.Lord of the two Easts And Lord of the two Wests:
18.Then which of the favours of your Lord will ye deny?
19.He has let free the two seas Meeting together:
20.Between them is a Barrier wich they do not transgress:
21.Then which of the favours of your Lord will ye deny?

Taylor  ||  12:13 ص

من هم روزی
بسان نسيمی از روی خوابم بر خواهم خاست
درها خواهم گشود
در شب جاويدان خواهم وزيد.
تا آن روز...
قرآن بالای سرم
بالش من انجيل
جايی برای تورات و اوستا هم ندارم

Taylor  ||  12:12 ص

امروز از شمال برگشتم
خيلی بد گذشت! جای همتون خالی!
آخه يکی هم نبود بهم بگه شمال رفتنم دل سوزوندن داره؟؟؟
خدا رو شکر که زود برگشتما! نه؟

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?